از تمامه دنیا یه نیمکت داشته باشم ان هم روبروی دریا
و یه ذره به دریا ذل بزنی یه ذره به ال استارت
( من یه کتونی" آل استار" را با تمام دنیا عوض نمیکنم !)
اره یه نیمکت از ان چوبی های سبز رنگ که تازگی ها تو هیچ خراب شدهای پیدا نمیشه
الزاما ان قسمت که چشمت به اشرف مخلوقات نخورد
چهار زانو رویش بنشینم و هی ارزو کنم ارزوهای نا فرجام ! کیفی داردها
مثلا ارزو کنم که یک روز ادم ها ادم شوند که براورده شدنش کمی دور از انتظار است
ان وخ با لیوان قشنگم کمی قهوه تلخ بخورم و به خط میان دریا و اسمان زل بزنم
و از سر حسودی یه سنگ تو دریا بندازم که اسمانو تو خودش داره
کتاب شازده کوچلو را هم برای بار صدم رویش بخوانم و کاش انجا موبایلم انتن ندهد
این طوری دیگه نور علی نور است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر